تجربه شکستهای زنجیرهای دشمنان از انقلاب و نظام اسلامی، آنها را به این فهم نسبی رسانده که اصلیترین مولفه اقتدار نظام، ولایت و رهبری است. رهبری هم خودش محوریت اقتدار است و هم با تولید و تقویت سایر مولفههای قدرت، آنها را هدایت و راهبری کرده و با توان برانگیختن و بسیج و اتحاد ملی و حفظ و هدایت نیروهای مسلح، بر مدار جهاد و شهادت طلبی، مقاومت و ایستادگی ایران را فراتر از تصورات و محاسبات دشمنان ممکن کرده است. عینیترین و ملموسترین نمونه و مصداق این نقش و توانمندی را دشمن در عبور کشورمان از جنگ تحمیلی ۱۲روزه و سپس کودتای خیابانی دی ماه گذشته، درک و فهم کرد که با درایت و هدایت رهبری انجام شد. پس از این جنگ و کودتا و با تصور احمقانه یکسره کردن کار نظام که از آن به تغییر رژیم یاد میشد، محور شرارت آمریکایی _صهیونی در طلیعه حمله پیشدستانه خود، اقدام به ترور و شهادت رهبری کرد تا به خیال واهی شان، خلا قدرت راهبردی و بحران جانشینی را به ایران تحمیل و مرحله تکمیلی آشوب و بلوای داخلی را در کشورمان به اجرا بگذارد. خوشبختانه وجود تجارب و آمادگیهای قبلی و برخودار نظام از سازوکارهای گذار از بحران و شرایط سخت و ایستادگی مردم و نیروهای نظامی _امنیتی، مانع پیشبرد این سناریوی خطرناک شد. اما نگرانی و دغدغه وفاداران نظام و علاقهمندان کیان اسلامی و حاکمیت و یکپارچگی سرزمینی کشورمان نسبت به انتخاب و اعلام رهبری جدید توسط خبرگان باقی بود. قرار داشتن در شرایط سخت جنگی و تهدید هم آن را به مطالبهای به حق و راهبردی ارتقا میداد. چراکه در نظام جمهوری در ایران، نه تنها رهبری استوانه و رکنی دائمی برای اداره کشور است، بلکه در شرایط جنگ و شهادت جمعی از فرماندهان عالی، با برخورداری و انحصار وظایفی چون؛ عزل و نصب فرماندهان عالی نظامی و فرمان جنگ و صلح، اصلیترین رکن سرنوشت ساز و مشروعیت بخش به حساب میآید. در مواجهه با این وضعیت بود که مواردی، چون؛۱_برگزاری سریع اجلاسیه خبرگان، ۲_ انتخاب سریع رهبری آینده و ۳_ اعلام فوری رهبری آینده بر خلاف تهدید توهین آمیز دشمن، مطالبه میشد. گرچه کشور در شرایط سخت جنگ و ناامنی قرار داشت و خبرگان هم تهدید شده و اماکن برگزاری احتمالی اجلاسیه آنان مورد حمله قرار گرفته بود، اما خبرگان برای انجام وظیفه خود و پاسخگویی به این مطالبه مردمی اجلاسیه فوقالعاده برگزار و با حضور در حد نصاب نمایندگان و با رعایت تمامی ضوابط و ملاحظات قانونی گزینههای مطرح شده را بررسی و با رای قاطع و حداکثری، سومین رهبر انقلاب را که خلف صالح امام شهید بود، به مردم اعلام کردند.
این انتخاب، شور و امید را به وفاداران نظام و دغدغهمندان حاکمیت و یکپارچگی ارضی برگرداند و ناامیدی، عصبانیت و تحقیر را به دشمنان متکبر و متوهم تحمیل کرد.
چنین انتخابی در شرایط سخت کنونی و نیازها و ضرورتهای راهبردی کشور را میتوان مصداق عینی نصرت الهی دانست که در پاسخ به ایستادگی مردم و فرزندان رزمنده آنها در دفاع از نظام و عزت اسلامی و مقابله شجاعانه در برابر شرورترین دشمنان بشریت و اخلاق و مدنیت به ایران بزرگ عطا شد.
گرچه روند انتخاب و اعلام رهبری جدید کمی زمانبر بود، اما نتیجه در پیوند با موارد زیر میتواند برای مردم م کشورمان، اقتدار، توسعه و پیشرفت را تسریع و تضمین کند. مواردی چون؛
۱_شجاعت انقلابی و دوری از محافظهکاری با سابقه حضور در جبهه در دوران دفاع مقدس تا ایستادگی و نهراسیدن از تهدید دشمن و حضور در کنار رهبر شهید به قیمت جراحت خود و شهادت همسر
۲_ اشراف و تسلط بر مسائل مهم و راهبردی کشور و توانمندی و تدبیر حل آنها با تکیه بر سابقه همراهی با رهبر شهید و قرار داشتن در جایگاه مشاور و امین ایشان
۳_ پختگی، دوراندیشی، خردورزی و برخورداری از روحیه کار و خرد جمعی و پذیرش آرای کارشناسی
۴_ برخورداری از اندیشه جوان، نوگرایی و شهامت و توان انجام تغییرات لازم برای پیشبرد و اصلاح امور
۵_ ساده زیستی، پاکدستی، سلامت و طهارت مالی و اقتصادی بر خلاف تمامی شایعات، بهتانها و انگ زنیهای بی مبنا و کینه توزانه
۶_ جایگاه و مدارج عالی اثبات شده فقاهت و علوم دینی
۷_ اشراف کامل به فرصتها، ظرفیت ها، توانمندیها و سرمایههای مادی و معنوی و انسانی کشور
آخر اینکه از میزان خشم و عصبانیت دشمنان از این انتخاب میتوان تا حد زیادی شایستگی و توانمندی رهبری جدید را فهمید. دشمنانی که به صراحت سلطه بر ایران و تحمیل رهبری برای غارت نفت و سایر سرمایههای کشورمان را داد میزنند، از وجود رهبری که از استقلال و اقتدار کشور صیانت و جرأت و شهامت ایستادگی داشته باشد، عصبانی و خشمگین میشوند. چقدر این عصبانیت و خشم برآمده از استیصال دشمن، این روزها تماشایی است.